محمد خزائلى

212

شرح بوستان ( فارسى )

گه آسوده در گوشه‌يى خرقه‌دوز * گه آشفته در مجلسى ، خرقه‌سوز ( 1 ) نه سوداى خودشان نه پرواى كس * نه در كنج توحيدشان جاى كس پريشنده ( 2 ) عقل و پراكنده هوش * ز قول نصيحتگر ، آگنده گوش به دريا نخواهد شدن بط غريق * سمندر ( 3 ) چه داند عذاب الحريق ( 4 ) تهىدست ، مردان پرحوصله ، ( 5 ) * بيابان نوردان بىقافله ، . . . . . . . . . .